ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 22

رساله قشيريه ( فارسى )

استادان و مشايخ قشيرى در روايت حديث بنا به گفتهء ابن خلّكان وقتى قشيرى به نيّت آموختن علم حساب به نشابور آمد بحسب اتّفاق در مجلس ابو على دقّاق حاضر گشت و سخنش در دل وى كارگر افتاد و از خواندن حساب منصرف شد و قدم در طريق ارادت و تصوّف نهاد و ابو على دقّاق به فراست پى باستعداد و شايستگى وى برد و او را بمريدى پذيرفت و علم خواندن فرمود و قشيرى بطلب علوم دينى همّت بست و فقه و اصول دين و مذهب ، تعليم گرفت و از مشايخ نشابور سماع حديث كرد و در همين حال بمجلس ابو على دقّاق نيز مىرفت و از فوائد مجلس وى بهره مىگرفت تا بمدارج كمال رسيد و ما اينك بذكر استادان و مشايخ وى مىپردازيم . 1 - ابو بكر محمّد بن بكر بن محمّد طوسى نوقانى ، وى در نيشابور مفتى و پيشواى شافعيان بود و مذهب شافعى را تدريس مىكرد و مجلس نظر داشت و مقدّم اين طايفه و در ورع و زهد و دورى از خلق و آلودگى بامور دنيوى سرآمد بود و خويش را از ارتباط با ديوانيان و مداخله در اوقاف و وصاياى مردم بر كنار مىداشت و سرانجام در نوقان طوس به سال 420 درگذشت ، قشيرى نزد وى علم فقه بر مذهب شافعى خوانده بود . نام و نسب وى در سياق و سبكى چنان است كه ياد كرديم ولى در ابن خلّكان و طبقات الشافعيّة از ابى بكر بن هداية اللّه الحسينى نام پدرش « ابو بكر » است و در مأخر اخير نقل شده كه وى پسرى بنام ابو بكر داشته است و مؤلّف النّجوم الزّاهرة وى را « بكر بن محمّد » گفته است و گمان مىرود كه روايت عبد الغافر كه خود از مردم نشابور و نوهء قشيرى بوده درست‌تر باشد . 2 - ابو الحسين احمد بن ابى نصر محمّد بن احمد بن عمر الخفّاف ، وى از صلحا و عبّاد عصر خود بود و بدين جهت او را « الزّاهد » خوانده‌اند و او روايت حديث از ابو العبّاس محمّد بن اسحاق بن ابراهيم سرّاج ( متوفّى 313 ) مىكرد و از مشايخ بزرگ حديث بود و مردانى نامور چون ابو عبد اللّه حاكم و ابو عثمان صابونى